ミ دلــم گــرفـــته ミ


ミ دلــم گــرفـــته ミ

از ایــــن امد و رفت های تکـــــراری دلـــــم گرفته! یا نیـــــــــــــــا ... یا نــــــــــــــرو

عروسکـ قشنگـ مـטּ

عروسکـ قشنگـ مـ قــرمــــز پوشیدهـ

رو بازوهاے یـــﮧ نفر آرومـ خوابیده

او ـکـــﮧ جواب همـــﮧ پرسش هاے مـ بوב

چنـב روزیـــﮧ جواب زنگامو نمیدــﮧ

عاشق تازه و اتاق تازه میخواב

בرگیر جو ـگرفتـ آرزوهاشـــﮧ

Your Ecards Whatever. girl, teddy bear, child, childhood, sleeping, cute, bed, sleep

בستمـ تو موهامـــﮧ و هـ فکر میکنم او ـ

دست یکـ دیگـــﮧ الان لاے موهاشـــﮧ

عروسکـ مـ چشماتو وا کـ

وقتـ کـــﮧ شب شـבـ اون وقت لالا کـ

خـב ـا برامـ غصـــﮧ میخورב وقتـ کـــﮧ میرفت

زندگـ واســـﮧ مـ میمرב وقتـ کـــﮧ میرفت

دست کـــﮧ از تو دست مـ تکوـ نمیخورد

توےهوا تکو میخورב وقتـ کـــ میرفت




برچسب‌ها: <-TagName->

ادامـﮧ مـَطلـب
تاریخ سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 سـاعت 21:30 نویسنده saeed | ڪآمنت هآ |
i413141_11.gif (391×59)
בوستتـ ـ בآرمــ פֿـآص تـَریـטּ مـُפֿـآطب פֿــآص בُכּـیـــ آ !
   بـآ تمـآҐمـבآב رכּـگـے هـآے בכּـیـآ


بـه هـر زبـآכּـ ڪـﮧ بــבآنے یـآ כּـבآنے !

פֿـآلے از هـر تشبیـﮧ و استعـآرـﮧ و ایهـآҐ

تـ ـכּـهـآ یڪــ جملــﮧ برآیـتـ ـ פֿـوآهـҐ כּـوشتـ ـ :


בوستتـ ـ בآرمــ פֿـآص تـَریـטּ مـُפֿـآطب פֿــآص בُכּـیـــ آ !

****************
مـَـرا بــآ פֿـیالتـــ تَنهــــا نـَگــذار

פֿـیالتـــ اصــلا بـﮧ تـــــو نرفـتـﮧـ اَســـتــ

مهــــــرباלּ نیستــ .. !

آزارم مےבهـــــב

בلم פֿـوבتـــ را مےخواهـــــَב ...





راه کـِـﮧ میـروے

عَقــَـب میـمــانَــمـ

نـَه بـَـرای اینـکـِـﮧ نـَخواهَـم با تــُـــو هـَـم قــَـدم باشَـم

میـخواهـم پا جاے پاهایـَـت بگــُـذارَـمـ

میـخواهـَـم مـُـراقبـَـت باشَمـ

میـخواهـَــم رد پایـَـت را هیچ خیابانـے در آغوش نکـِـشـَــد

تـــُــو فــَـقـَـط بـَــراے مـَـنے..



برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید



چـﮧ ڪَسـے مـے گویـَב בورے ســَـرבے مـے آورב ؟


وَقتـے ڪـﮧ هَنــوز بـا یـاבَت ،


بَنـב بَنـב وجــوבَم گـَـرم مـے شوَב .


چـہ مــے בانــے از בل ِ تـنـ گمـ!

گـاهــــے بـہ פֿــבاونـב التـمـاس

مــے ڪنـمـ  فـــقـط פֿــوابـتـــــ را بـبـیـنـمـ

مـــے فهمــــے ؟!!!

פֿــوابـتـــــــــ را

برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید


פֿבآیــآ...!


בرگلـפּیـَمـ


اَبــْـرـه ڪوچَڪے سـتـْ


ڪـﮧפֿـیـآلـٍ بـآریـﬤטּ نَـבارَﬤ...


مـیـشَـפּב مَـرـآ بَغَـلـ ڪُنْے...؟؟












برچسب‌ها: <-TagName->

ادامـﮧ مـَطلـب
تاریخ شنبه 21 اردیبهشت 1392 سـاعت 20:30 نویسنده saeed | ڪآمنت هآ |
i413141_11.gif (391×59)
✖ غـمـگـیـنـمــ ✖

غمــگیــنمـ
همــانــنــב مــــرב هــــزار چــهــرهـ کـﮧ میــگفــت:
 ” نمــےـ دونــمـ چــرـآ تــو زنــבگــیمـ هِــــے نمــیــشـ"

غمگینــــــــــــــمـ….
مثل مرבهـ اے کـﮧ تـــوان تـــسلے دادטּ
بـﮧ بـــازمـــانـــدگـــانـــش را نـــבـارב . . .

בر آینـﮧ مر בےבارב بغض مے کند
بیایید بغلش کنیـב
پشتش را بمالیـב
بـﮧ او بگویید همـﮧ چیز בرست مے شوב
בلش می خواهـבـ کمے בروغ بشنوב
آینـﮧ را پایین تر نصب کنیـב
گمانمـ בیگر بـﮧ زانو בر آمدهـ(!)

برایمـ از بازار یڪ بغض خوب بخر . . .
این بغضـے ڪہ م‍ن دارم . . ؛
هر روز مـے شڪنـد . . .!

خوانده بوב :
“زیر باران بایـב رفت”
فکر مے کرב:
زیر باران بایـב ، رفت !

בورا בور عاشقت شدمـ
בورا בور نگرانت بودمـ
בورا בور عشق ورزیدمـ
و حال
عاشق شدن و عشق ورزیدنت بـﮧ دیگرے را
בوراב ور می بینمـ
و از همینבورا בور مے میرمـ !!!


برچسب‌ها: <-TagName->

ادامـﮧ مـَطلـب
تاریخ دوشنبه 19 فروردین 1392 سـاعت 21:52 نویسنده saeed | ڪآمنت هآ |
i413141_11.gif (391×59)
ﺂڅړےכּ ﭛ๛ت ๛اڵ 1391

عـشـقــمــ :


تحویل نمیگیرم…!!
سالی را
که بدون حضور تـــــــــــو تحویل شود…



چشم چشم دو ابرو ...نگاه من به هر سو

پس چرا نیستی پیشم؟ نگاه خیس تو کو؟

گوش گوش دوتا گوش...یه دست باز یه آغوش

بیا بگیر قلبمو...یادم تورا فراموش

چوب چوب یه گردن...جایی نری تو بی من!

دق می کنم میمیرم...اگه دور بشی از من

دست دست دوتا پا...یاد تو مونده اینجا

یادت میاد که گفتی...بی تو نمیرم هیچ جا

من؟ من؟ یه عاشق، همون مجنون سابق

========

خــدآیـــــآ … به تو میسپرمش…
امّـ ــآ یه خوآهشــــی ازت دارم… !
یهـ روزی…

یهـ جآیی … بغل یهـ غریبهـ…

“مســـــ ـــــت مست”

بدجـــ ــــوری یـآد من بندآزش


========

هیچوقت تنهام نزار
بدون تو میمیرم
کیا از عشقشون این حرفا رو شنیدند و حالا تنهان؟؟


========

مــَــــــن...
شیفتـــــــه ی آن بوســـه ی
هول هولــَـــــکی ام
کـــِـه دیرتـــــــ شده اما...
از خِــیــــــــرَش نمی گـُـــــــذری...


========

لعـــنتی ،
دســـتِ کـــم...
بـــین شـــعرهـــای مـــن،
دستـــش را نگـــیر.
بــــــی انـــــــــصاف!
مــــــردم دارنــــــد این شـــعرها را مــــــی خــــــوانــــــند...!


========

سرفه ک میکنم صدای
شیشه خورده می آید
فکر کنم
 بدجور قلبم شکسته است....



برچسب‌ها: <-TagName->

ادامـﮧ مـَطلـب
تاریخ جمعه 25 اسفند 1391 سـاعت 13:55 نویسنده saeed | ڪآمنت هآ |
i413141_11.gif (391×59)
♥ عشقم ♥



♥ عشقم ♥ :

مثلِ همیشه برای تو می نویسم
تو
به نیت هر که دوست داری بخوان …

::::::::::::::::::::::::::::::::::::

دیــوانـــه ام مــی کــنــد
فــکــر ایــنــکـــه
زنــده زنــده نــیــمــی از مــن را از مــن جـدا کـنـنـد...
لـطـفــا …
 تــا زنـده ام بـــــــــــــمان
!!!

::::::::::::::::::::::::::::::::::::

مثل این که این دل، آدم بشو نیست !
با لبخندت خر می شود و با دوریت سگ !

::::::::::::::::::::::::::::::::::::

دلم به بهانه ندیدنت گریست
بگذار بگرید و بداند هرچه خواست همیشه نیست …

::::::::::::::::::::::::::::::::::::




برچسب‌ها: <-TagName->

ادامـﮧ مـَطلـب
تاریخ جمعه 20 بهمن 1391 سـاعت 17:59 نویسنده saeed | ڪآمنت هآ |
i413141_11.gif (391×59)
بزن لایــکو !


  ::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 کجـایی کـه ببـیـنی حـسّ تـنـفـرت را مـیـان مـردم جـار میـزنـم و لایــــــک مـیـخـورد...؟!!

  ::::::::::::::::::::::::::::::::::::


برچسب‌ها: <-TagName->

ادامـﮧ مـَطلـب
تاریخ سه شنبه 26 دی 1391 سـاعت 12:23 نویسنده saeed | ڪآمنت هآ |
i413141_11.gif (391×59)
غـریـبـﻫـ



دلم یک غریبه می خواهد بیاید بنشیند فقط سکوت کند
و من هـی حرف بزنم و بزنم و بزنم
تا کمی کم شود این همه بار . . .

بعد بلند شود و برود نه نصیحتی نه . . .
انگار نه انگار . . . !





برچسب‌ها: <-TagName->

ادامـﮧ مـَطلـب
تاریخ چهارشنبه 10 آبان 1391 سـاعت 20:53 نویسنده saeed | ڪآمنت هآ |
i413141_11.gif (391×59)
√ شـکستی بالمو...


هر چقدر بد شدی بازم،حرف رفتن نزدم

تو همش راهتو رفتی،من همش راه اومدم

تا به سختیا رسیدی،خودتو باختی چرا؟

اگه دوری دغدغت بود،دورم انداختی چرا؟

هرکاری کردم به چشت،اصلا نیومد...

ببخش عزیزم که همین،ازم براومد...

چی شد اون حس زلالت،اون دل ساده و صاف

لااقل دستشو ول کن،جلو من بی انصـــاف

من دلم قد یه دریاست،طاقتم خیلی کم !

نگیر دستاشو اقلن پیشم انقدر محکم !

تا یکی اومد سراغت دل من رو پس زدی

تو کنار کشیدی اما،کاش کنار میومدی

به هر دری زدم که تو آروم بگیری

حالا که خوبه همه چی،تو داری میری...

اگر چه رفتی عزیزم با عشق تازه

ولیکن این در رو به تو همیشه بازه...

یه روزی خسته میشی از،پرسه و ولگردی

یا پشیمون میشی از،اینکه منو ول کردی

تازه خواستم پر بگیرم،که شکستی بالمو

تو که جای زانوهام نیستی،بفهمی حالمو...

 


برچسب‌ها: <-TagName->

ادامـﮧ مـَطلـب
تاریخ جمعه 24 شهریور 1391 سـاعت 11:47 نویسنده saeed | ڪآمنت هآ |
i413141_11.gif (391×59)
•° زلـزلـہ °•

زیـر آوار آخرین حرفت جا مانده ام لـعـنتی...

نمیدانی * خداحافظت * چند ریشتر بود...


برچسب‌ها: <-TagName->

ادامـﮧ مـَطلـب
تاریخ چهارشنبه 25 مرداد 1391 سـاعت 21:54 نویسنده saeed | ڪآمنت هآ |
i413141_11.gif (391×59)
از عـ♥ــشـ♥ــق تــ♥ــو

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم

دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم

منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم سر روی شانه هایت بگذارم

از عشق تو

از داشتن تو

اشک شوق ریزم

منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش

بگیرم بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم وبا تمام

وجود قلبم وعشقم را به تو هدیه کنم آری من تورا دوست دارم

وعاشقانه تو را می ستایم


برچسب‌ها: <-TagName->

ادامـﮧ مـَطلـب
تاریخ سه شنبه 27 تیر 1391 سـاعت 13:48 نویسنده saeed | ڪآمنت هآ |
i413141_11.gif (391×59)
مـهربانی تا کــی...؟

مهربانی تا کـی...؟

بگذار سخت باشم و سرد

باران که بارید...چتر بگیرم و چکمه

خورشید که تابید...پنجره ببندم و تاریک

اشـک که آمد...دستمالی بر دارم و خشک

او که رفت...نیش خندی بزنم و سوت


برچسب‌ها: <-TagName->

ادامـﮧ مـَطلـب
تاریخ جمعه 16 تیر 1391 سـاعت 22:59 نویسنده saeed | ڪآمنت هآ |
i413141_11.gif (391×59)
مـیگویـند...!!!

می گویند : شاد بنویس ...

نوشته هایت درد دارند!

و من یاد ِ مردی می افتم ،

که با کمانچه اش ،

گوشه ی خیابان شاد میزد...

اما با چشمهای ِ خیس ...!


برچسب‌ها: <-TagName->

ادامـﮧ مـَطلـب
تاریخ جمعه 26 خرداد 1391 سـاعت 00:02 نویسنده saeed | ڪآمنت هآ |
i413141_11.gif (391×59)
فهمیدی سعید...؟

میدونی؟؟

باید بفهمی وقتی دلت میگیره...تنهایی!!!

باید یاد بگیری از هیچ کس توقع نداشته باشی!!!

باید عادت کنی که با کسی درد دل نکنی!!!

باید درک کنی که هرکس مشکلات خودشو داره!!!

باید بفهمی وقتی ناراحتی...دلتنگی....یا بی حوصله ای....

هیچ کس حوصله ی تورو نداره...!!!

دیگه باید فهمیده باشی همه رفیق وقتای خوشی اند...!!!

همه خودشون انقدر درد سر دارن که حوصله گند اخلاقیای تورو ندارن...!!!

همه اینقدر کار دارن که وقت ندارن واسه تو وقت بذارن...!!!

که به حرفات گوش بدن یا وقتی تنهایی کنارت باشن...!!!

ولی...ولی تو نباید اینجوری باشی...!!!

تو باید سنگ صبور باشی...!!!

تو باید سنگ باشی...!!!

دردای تو پیش دردای اونا هیچی نیست...!!!

تو اصلا سختی نکشیدی...!!!

تو اصلا تنها نموندی....!!!

تو هیچ وقت غصه دار نیستی...!!!

نباید باشی...!!!

فـهـمـیـدی...؟؟؟


برچسب‌ها: <-TagName->

ادامـﮧ مـَطلـب
تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 سـاعت 12:05 نویسنده saeed | ڪآمنت هآ |
i413141_11.gif (391×59)
بخدا ، نمــیری از یــادـ
غـروبـا میون هــفته بر سـر قـبر یه عاشـق
یـه جوون مـیاد مـیزاره گـلای سـرخ شـقایـق

 بی صـدا میشکنه بغضش روی سـنـگ قبـر دلدار
 اشک میریزه از دو چـشـمش مثل بارون،وقت دیدار
 

آپلودسنتر آپ98  

زیر لب با گـریه مـیگه : مـهـربونم بی وفایـی
 رفتی و نیـسـتی بدونی چـه جـگر سـوزه جـدایی

آخه من تو رو می خواستم اون نجـیـب خوب و پاک
اون صـدای مهـربون ، نه سـکــوت ســرد خــاک

تویی که نگاه پاکت مـرهـم زخـم دلــــم بـود
دیدنـت حـتی یه لـحــظه راه حـل مشکـلـم بود

تو که ریـشه کردی بـا من، توی خـاک بی قراری
تو که گفتی با جـدایی هـیـچ مـیونه ای نداری


پس چـرا تنهام گذاشـتی توی این فـصل ســیاهی
تو عـزیـزترینی اما یه رفیـق نــیـمه راهــی


داغ رفتنـت عـزیـزم خط کـشـیـد رو بـودن مـن
رفتی و دیگـه چـه فایده ناله و ضـجـّه و شیـون


تو سـفر کردی به خـورشـید ،رفتی اونور دقایق
منـو جا گذاشتی اینجا با دلی خـســته و عاشـق


نمـیـخـوام بی تو بمـونم ، بی تـو زندگی حرومــه
تو که پیش من نبـاشـی ، هـمـه چـی برام تمـومه


عاشـق خـسـته و تنها سـر گـذاشـت رو خاک نمناک
گفت جگر گـوشـه ی عـشـقو دادمـش دسـت توای خاک


نزاری تنها بمونـه ، هــمـدم چـشـم سـیـاش باش
شونه کن موهاشو آروم ، شـبا قصـه گو بـراش باش


و غـروب با اون غـرورش نتونسـت دووم بـیـــاره
پاکشـیـداز آسـمـون و جاشـو داد به یـک سـتاره


 اون جــوون داغ دیـده با دلـی شـکـسـته از غـم
بوسـه زد رو خـاک یار و دور شد آهسـته و کم کم

ولی چند قدم که دور شد دوباره گـریه رو سـر داد
 روشــــو بــر گــردونـــد و داد زد
 بـه خـدا نـمــیـری از یاد

*********************

برچسب‌ها: <-TagName->

ادامـﮧ مـَطلـب
تاریخ پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 سـاعت 21:26 نویسنده saeed | ڪآمنت هآ |
i413141_11.gif (391×59)
قــابـــ عـــکـس

یه بغضی تو گلومه که ، منو از ریشه سوزونده

به جز همین یه قاب عکس ، واسه من از تو چی مونده ؟

تو آسون پا گذاشتی رو تموم خاطراتمون

همون بهتر که این عشقُ بریزی از دلت بیرون

یه حسی تو دلم میگه :

تو دیگه بر نمیگردی

دیگه حرفی نزن با من ،

واسه ابراز همدردی

نگو این زندگی بی من ، واست میگذره به سختی

شنیدم همه جا گفتی ، کنار اون چه خوشبختی

تموم زندگیم اینه : آره ! همین یه قاب عکس !

تو هم عکس منو داری ، روی طاقچه س ! ولی بر عکس!


برچسب‌ها: <-TagName->

ادامـﮧ مـَطلـب
تاریخ دوشنبه 14 فروردین 1391 سـاعت 15:31 نویسنده saeed | ڪآمنت هآ |
i413141_11.gif (391×59)
Design: Raha-themes